مرجان
-
تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 1:26
اولین سفر کوچکی بود که با هم داشتیم. پر از خاطره. پر از اولین ها. نشسته بودیم تو تراس خونه ی روستایی قدیمیشون. خونه ای که بارها تو عکس های مختلف دیده بودم و تصورش کرده بودم. حسین و شقایق موسیقی گذاشته بودند و کنار هم نشسته بودند. من هم زیر حجم دست ها
سعدی 1
-
تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 1:26
در بزم دور، یک دو قدح درکش و برو یعنی طمع مدار وصال دوام را...
شرم
-
تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 1:26
اگر از من بپرسند کابوس تو چیست، بدون شک جوابم "شبیه بودن به اطرافیانم" است. حتی لحظه ای، لحظه ای نمیخواهم در کوچکترین ناخودآگاهی یا حالتی شبیه به آن ها باشم. نمیخواهم مثل او دمدمی مزاج باشم. نمیخواهم خنده م شبیه او باشد. یا فرم پاهای او را به ارث برد