خرید بک لینک

خواب می دیدم که یه جایی رفتیم و طرفای عیده و یکی به معصومه گفته مواظب باشید خوابتون نبره و فلان. بعد سکانس بعدی خودمم که رفتم یه مسافرت و اونجا به آدما شربتی می دن بخورن و خوابشون می بره. تو دهن منم می ریزن ولی من قورتش نمی دم. و لذا الکی خودمو به خواب می زنم. بعدش می بینم حسین هم اونجاست و اونم مثل من بیداره و بقیه خوابن... و خب یه چیزی تو مایه های یه سری فیلمای کریستوفر نولان... یه فیلمی بود که توش ۴ تا دسته بودند و هر کی باید بعد از رسیدن به یه سنی می رفت تو گروه خاصی عضو می شد... یه چی تو مایه های اون بود خوابم... به نظرم حسین کسیه که بیشترین شباهت رو بهم داره و تو دسته اون آدماییه که همزمان که بلندپروازن، و همزمان مهربانی هم دارند... البته من در حد حسین نیستم. اما خب ...

از خواب دیشب بگذریم، دو تا مسئله است که باید مطرحش کنم... یکی در مورد این که حس می کنم جایی بین دوستانم ندارم. نه بچه های آزمایشگاه و نه بین بچه های سوییت... و خب فکر می کنم نازنین تنها دوستمه که او هم همیشه نیست... یعنی اون هم تو دلتنگی های خاص خودشه که نمی تونم به عنوان دوستی داشته باشمش کنار خودم... با این وجود او هست و خوشحالم از بودنش و ممنونم از خدا که دارمش...

مسئله بعدی در مورد دلخوری هایی هست که برام عموما پیش میاد... از قضیه امشب گرفته تا حالا اتفاقی که چند وقت پیش بین من و ستایش رخ داد. بخوام صادق باشم، آره انتظار یه معذرت خواهی، یه قدردانی، یه فاطمه من کنارتم از اطرافیانم دارم. اما خب جاش نیست... یه جا به خودم می گم فاطمه بسه دیگه... نیازی نیست از کسی بابت رفتار بدش نسبت به خودت دلخور باشی... او همونه که هست. باید بپذیریش... او در زندگی تو جایی نداره و تو در زندگیش نیستی... به جز یه رهگذر... شایدم بیشتر اما خب در حال حاضر اون قدری با هم دوست نیستید...

و لذا بیخیالش...

از اینا که بگذریم، خب منم دوستای صمیمی خودم رو دارم.

من هم اینجا حسین و انار رو دارم... کسایی که من می تونم باهاشون حرف بزنم... واقعا گاهی آدم نباید انتظار داشته باشه دیگران بهش توجه کنند. گاهی تنها کاری که باید بکنه، اینه که دوستانی برای خودش دست و پا کنه که کنارش باشند و تنهاش نذارند و همیشه با هم شاد باشند. و لذا من هم انار و حسین رو دارم و همین بسمه. شما نمی دونید وقتی صفحه وبلاگ رو باز می کنی و می بینی تنها یه نظر اومده و تو اون نظر رو تایید نمی کنی چون می خوای جلوی چشمت باشه...

حرفام به معنی این نیست با بقیه دوست نیستم. به این معنیه که این دوستان همیشه کنار دستم بودند و من هیچ وقت قدردان بودنشون نبودم. من خیلی دوستتون دارم بچه ها...


Tags  : به خدا اعتماد کنیم

برچسب: نویسنده: سام حسینی تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1402 ساعت: 23:26

صفحه بندی